تبليغاتX
دو عاشق عشق
دل نوشته هاي دو عاشق غریب

سلام.سلام.سلام.سلام............... .حالتون خوبه عزيزان.كيفتون كوكه.اميدوام حال همتون خيلي خيلي خيلي خوب باشه.اگرم خوب نيست ازتون خواهش ميكنم كه اونو بروز نديد.فقط بريزيد تو خودتون.آخه اگه نشون بديد ديگرانم ناراحت ميكنيد.پس بعنوان برادر كوچيكتون ميخوام اگه تو بدترين شرايط هم قرار گرفتيد خنده از رو لباتون بيرون نره.چون با اينكارتون اول يه روحيه اي به خودتون داديد و اطرافينتون هم از شادي شما هم شاد ميشند و با اينكارتون دهن اين روزگار نامرد رو سرويس مي كنيد.يه خواهش ديگه ازتون دارم.حواستون به كاراي اين روزگار باشه.آخه خيلي نامرده.خوب و بد نميشناسه.چون من خودم كاراشو ديدم و چشيدم.نميخوام شما هم به اون روزگار من بيفتيد.روزگاري كه منو از همه چي نا اميد كرد.خودتون شاهد بوديد كه تا حد چه كارائي رفتم.ولي يكبار به خودم اومدم و همه چي رو دست بهترين دوستم يعني خدا دادم.به جون خودم هيچ دوستي بهتر از اون نيست.فقط بايد از ته دل باهاش باشيد.من از اون موقع كه دلو بهش دادم.خودش همه چي رو رو به راه كرده.از همش خيلي خيلي خيلي مهمتر اين كه آزيتا خانوم رو بهم داد.الآنم حالم 180 درجه فرق كرده.چون دو تا دوست خيلي خوب پيدا كردم.يكيش خدا و ديگري آزيتا خانومه.راستي به عنوان برادر كوچيكتون يه خواهش ازتون دارم.ميخوام از ته دلتون واسه قبولي آزيتا خانوم دعا كنيد.آخه 5 مرداد كنكور داره.حسابداري ميخونه.اگه اونم قبول بشه به دوتامون 20% كمك ميشه.پس دعا فراموش نشه.خودم هم برنامه آيندمو تنظيم كردم.واسه تابستون ترم تابستوني گرفتم.بعدشم تا آخراي زمستون كارداني رو ميگيرم.تصميم گرفتم كه ديگه از پائيز با دوستم بشينيم و واسه كنكور كارشناسي درس بخونيم.به احتمال 90-80% كارشناسي رو قبول ميشم.تا چند وقته ديگه هم ميخوام يه مغازه عكاسي و فيلمبرداري با يكي از دوستام بزنم و يه كاري رو كنار درسام شروع كنم و الآنم دنبال يه مغازه خوب ميگرديم.بهار سال آيندم وقتي درسم تموم شد ميخوام بيفتم دنبال معافيت سربازيم.خلاصه ميخوام تموم وقتامو پر كنم تا كم تو فكر خيلي چيزا بيفتم و فكرم مشغول نباشه.اگه همه اينا جور بشه ايشاالله تو سال آينده يا حداكثر تو دو سال آينده ميرم خواستگاري آزيتا خانوم و ديگه تشكيل زندگي ميدم.فقط الآن همه آيندم بستگي به اين سال آينده داره.بايد تو يه سال تلاشمو چند برابر كنم و به اهدافم برسم.شما هم دعامون كنيد.امروز خيلي حرف زدم و سرتونو درد آوردم.ببخشيد.يه چند تائي مطلب آماده كردم كه تو ادامه مطلب هست.بريد و بخونيد و حالشو ببريد.ديگه حرفي ندارم.از خدا ميخوام هر روزتون بهتر از روزاي قبلتون باشه.فقط خنده يادتون نره.همتونو به خدا ميسپارم.خداحافظ.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 22 تیر1388ساعت 11:54 بعد از ظهر  توسط آكو و آزیتا  | 

سلام،سلام،سلام ..... .گلاي عزيزم حالتون خوبه.كيفتون كوكه.حق داريد از دستم ناراحت باشيد،من از اينجا از همتون معذرت خواهي ميكنم.ولي يه كم حق رو هم به من بدين.ولي الآن با يه انرژي 1000ريشتري اومدم.شايد باور نكنيد ولي من ديگه اون آكوي سابق نيستم.الآن ديگه360درجه فرق كردم.البته مپيرسين كه دليلش چيه براتون ميگم.بعد از اون جريانائي كه بين من و x افتاد (خودتون خوب ميدونيد كه چي ميگم)حالم افتضاح افتضاح افتضاح شده بود.حدود دو سه ماهي حالم داغون بود.حتي كارمم به دكتر روانشناس و قرص هاي افسردگي خورد كه خدا اون حال و روز منو حتي نسيب دشمنانم نكنه.بعد سه ماه حالم رو به بهبودي بود و دكتر بهم گفته بود كه فعلاً تا سلامتي كاملم بايد تحت نظر باشم.باورتون نميشه،ولي بعد از اون جريانا حالم از هر چي دختره بهم ميخورد.تو دانشگاه هي اين دختراي دانشجو رو اذيت ميكرديم       ولي اون كار هم اشتباه بود.خلاصه يه پنج ماهي از اون جريان گذشت تا اينكه نميدونم چي شد يه نفر اومد تو زندگيم كه منو از اين رو به اون رو كرد.من كه ميگفتم از هيچ دختري خوشم نمياد،نميدونم چي شد كه در مقابل آزيتا كم آوردم.آره اسمش آزيتاست.اصلاً هر چي از اين دختر بگم خيلي خيلي خيلي كم گفتم.الآن پنج ماهي ميشه كه باهاش هستم و تو اين مدت يه حسي بهش پيدا كردم كه خيلي خيلي خيلي بالاتر از دوس داشتنه يعني واقعا از ته دل عاشقش شدم اما يه عشق با احتياط يعني مث عشقه x نيست يعني يه عشق بچه گانه.هر چي از اين دختر بگم كم گفتم.از پاكي،صداقتش(كه از همه چي برام مهمتره)،خونواده و تربيت بسيار عالي و خيلي چيزاي با ارزش ديگش.من فكر ميكنم كه ديگه جفتمو پيدا كردم.ازين بابت هم مطمئنم.چون تو اين پنج ماه خيلي خوب شناختمش(حدود 70درصد شناختمش) كه80درصد رفتار و اخلاقش باب دل منه و با گروه خونيم ميخونه.اصلاً تو يه كلمه بگم كه عشقم در مقايسه با دختراي اين زمونه،از همه نظر يه سر و كله از همشون بالاتره.يه تصميمائي واسه آينده گرفتم كه بعداً تو پستاي بعد براتون ميگم.ديگه مزاحمتون نميشم.فقط يه خواهشي ازتون دارم كه واسه عشق انسانها همين الآن از ته دل دعا كنيم.چون عشق تو اين زمونه يه چيز كميابه.الآنم يه چند تا شعر توپ آماده كردم كه اونا رو به اول از همه به عشقم آزيتا خانوم تقديم ميكنم و بعد به همه ي شما دوستاي گلم تقديم ميكنم.تا يه روز ديگه مث امروز خداي عشق نگهدارتون باشه.       

******************************************************************* 

 در غریبانه ترین لحظه ی تنهایی خود ،
چشمهایم را که در آن دریایی از محبت
موج می زند به تو خواهم بخشید
تا هیچ گاه به پاکی احساسم شک نکنی

تقديم به آزيتا

*************************************************************
متهم رديف 1 منم كه از تو مستم
اينجا كنار مرده ها نشستم
جرم من اينه كه چشام
سايه ات رو قاب گرفتن
روي پوست شب
اسم تو رو خالكوبي كرده دستم

تقديم به آزيتا

*************************************************************
در عشق تو گاه بت پرستم گویند
گه رند و خراباتی و مستم گویند
اینها همه از بهر شکستم گویند
من شاد به اینکه هر چه هستم گویند

تقديم به آزيتا

*************************************************************
زندگی شوق رسیدن به همان فردایست
که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی و نه در فردایی
ظرف امروز پر از بودن توست
زندگی را دریاب ...

تقديم به آزيتا

*************************************************************
غروب غمهایت را به هر قیمتی خریدارم
اگر همدم شبهای تنهایی من باشی

تقديم به آزيتا

*************************************************************
همه در حسرت يك پروازند ،
من به پرواز نمي‌انديشم
به تو مي‌انديشم
به تو كه عزيزتر از انديشه‌ي يك پروازي...

تقديم به آزيتا

*************************************************************
خون من یعنی وجودم ،
بی خون من هیچ و پوچم ،
‌بارها در عشقنامه نوشتم ،
خون من مهر وجودت...

تقديم به آزيتا

*************************************************************
 به خاطر عشق خودت زنده نباش
به خاطركسي زنده باش
كه به عشق تو زنده است

تقديم به آزيتا

*************************************************************

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 تیر1388ساعت 1:10 قبل از ظهر  توسط آكو و آزیتا  |